آخه چرا این شماره ها اینقدر به هم شبیه هستن
Oــــo
امروز صبح میخاستم زنگ بزنم به پیک موتوری
اشتباهی زنگ زدم به یکی از طلبکارام :(((
oــــ@
مجبور شدم اول صبحی براش پول کارت به کارت کنم :)))
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
آقاهه با سرعت نور آمده توی مغازه
دوچرخه اش را گذاشت توی مغازه و گفت : مواظب دوچرخه من باش الان میام
Oـــo
و رفت oــــ@
الان یه ده دقیقه ای میشه که چهار چشمی مواظب دوچرخه اش هستم :))
اینجوری @ـــ@
پ . ن : "امروز .. دومین به روز رسانی"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
محل کار من جایی است که معمولا زیاد میان ازم آدرس میپرسن
اقا ببخشید بانک ملت کجاست ؟
اقا ببخشید دفتر بیمه کجاست ؟
اقا ببخشید بانک صادرات کجاست ؟
اقا ببخشید کجا کپی میگیرن ؟؟
Oـــo
کلا دیگه عادت کردم :))
ولی یه چیز را نمیفهمم
روزی دو سه نفر میان آدرس بانکی را میپرسن که
دقیقا دیوار به دیوار منه !!!!!
@ـــــo
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
اتفاقی که چند روز پیش افتاد
عصر به شاگردم گفتم : یه کارتن خرما خریدم توی یخچال .. تو هم برو بخور
ظهر ِ روز بعدش رفتم درب یخچال را باز کردم اصلا کارتن خرما هم نبود
oــــO
بهش میگم خرما ها را ندیدی ؟؟؟
میگه : سه تا دونه توش بود من صبی خوردمشون
Oــــ@
سه تا ؟؟؟
نه واقعا فقط سه تا دونه ؟؟؟
میگه : خب بقیه اش را که دیروز خوردم
Oـــo
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
رفتم پیش دوستم که متخصص ِ بووووق هست
این بوووووق معنی بدی نداره :)))
یه اقایی هم اونجا بوده به من میگه : سفارش منو پیش دوستت بکن
منم رو به دوستم گفتم : علی سفارش :)))
چرا اقاهه ناراحت شد ؟؟؟
Oــــo
اخه من روی چه حسابی باید سفارش کنم ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
مسافر : رسالت میری?
راننده تاکسی : رسالت? یک یا دو ?
مسافر :2
راننده : اره سوار شو....
آنطرف تر.
بچه : مامان جیش دارم
مادر : یک یا دو ?
O__o
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد